خرید بک لینک
این اولین محرمی هست که می توانم نام تو را مکرر صدا کنم یا ابا عبدللهنام قشنگ تو را قالب یاری تازهچه شور انگیز است تکرار هزار باره ی حسینجمعه پیش رفته بودم خونه ی حسینموقع برگشتن با هم یه مسیری رو پیاده رفتیم چون اسنپ نبود و ماشی حسین دست بچه ها بود و...از یک بلندی پریدم و زانو و درد و دردسر و ...دیروز رفتیم دوباره برای مدت دو ماه و نیم عقد موقت کردیمتا شرایط کنکور سبجان بگذره و از سوگ مادر حسین خدا بیامرز مدتی گذشته باشهتا بتونیم محضر بگیریم و...

برچسب: نویسنده: یاسین حسنی تاريخ: سه شنبه 19 تير 1403 ساعت: 14:45

با همه ی والزاریاتی که به خاطر درد پا داشتم دیروز آمدم سرکار
صبح داداشم منو رسوند دانشگاه
ظهر پیام دادم حسین جان آمد دنبالم و برگردوند خونه
نازنین رو هم با خودش آورده بود
وقتی بوسیدمش دلم رفت براش
چه قدر این دختر مهربون و دوست داشتنی هست
کاش بتونم ارتباط مادرانه ای باهاش برقرار کنم
و همدیگه رو دوست بداریم

برچسب: نویسنده: یاسین حسنی تاريخ: سه شنبه 19 تير 1403 ساعت: 14:45

صفحه بندی